سيد محمد باقر برقعى
499
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ثانى عيسى بن مريم ، اصل انجيل و زبورم * شاهباز روح رفعت ، عرش حقّ دولت سرايم * پرتوى از نور ذات خالق كون و مكانم * مالك ملك امامت ، پيشواى انس و جانم من صراط المستقيم ، رهبر آزادگانم * ملجأ كلّ خلايق ، چونكه مصباحالهدايم * ماه خرگاه ولايت ، مشعل يثرب زمينم * كاروان سالار اردو ، زادهء حبلالمتينم وارث ملك سليمان ، عروةالوثقاى دينم * مرد آزاد حجازم ، صاحب طبل و لوايم * اصل عين و سين و قافم ، كاف و ها و عين و صادم * معنى امّالكتابم ، حقّ تعالى كرده يادم رمز مدّ حا و ميمم ، مرد پيكار و جهادم * همچو اسماعيل هاجر ، رو به صحراى منايم * درس آزادى ز دانشگاه پيغمبر گرفتم * فن جنگيدن ز بابم ، فاتح خيبر گرفتم اعتماد و خويشتندارى من از مادر گرفتم * در مصيبتهاى گيتى هم طراز مجتبايم * از خدا فرمان گرفتم من براى رهبريّت * تا زنم برهم اساس شرك و رسم جاهليّت با جوانان آمدم در كربلا با قاطعيّت * نامههاى بىشمار ارسال گرديد از برايم * گر كشم از پردهء دل نعرهء « اللّه اكبر » * يا اگر دستى زنم بر قبضهء تيغ دو پيكر از شرار ذوالفقارم ، مىگريزد فوج لشكر * ز آنكه وارث بر شجاعتهاى شاه لافتايم * اى گروه شام و كوفه ، دشمنان آل زهرا * با چنين فرّ و شكوهى ، از شما دارم تبرّا مىچشيد از نوك تيغم شربت ناخوش گوارا * از دم تيغ دو پيكر ، رود خون جارى نمايم